09292020سه شنبه
Last updateدوشنبه, 28 سپتامبر 2020 3pm

logo11

ترس فرقه خیانتکار رجوی از یک مصاحبه، چرا؟

 با این باور که مجاهدین انسان های درستکار و خوبی هستند از کمپ اسیران ایرانی درعراق به آنان پیوستم، نه من بلکه بسیاری دیگر از اسیران ایرانی که نمی دانستیم هندوانه ای را که فرقه رجوی به دستمان  داده بود درونش گندیده و وقتی بازش کردیم بوی تهفنش همه جا را برداشت،و حالا هم فریاد می زنیم از این دغلکاران هندوانه نخرید، اینان خود می دانند که چه گ....ی کاشته اند......Edward Termado neu

 ------------------------------------------------------------------------------------------------------

وبلاگ ادوارد 12 سپتامبر 2020

ترس فرقه خیانتکار رجوی از یک مصاحبه، چرا؟

فرقه رجوی از ترس افشا شدن کثیف کاری ها ولگد زدن به اعتماد اعضای خود ، وطن فروشی و دیگر جنایات و خیانت های بی وقفه خود توسط جدا شدگان از این فرقه کثیف و فاسد، در سایت کثافت و خود فروشی به نام افشاگر سراسیمگی خود را به نمایش گذاشته و برای فرار به جلو با خرمردرندی هر چه تمام مثلآ دست به افشاگری بر علیه اینجانب و آقای غلامرضا میرزائی زده تا اینطور وانمود کند که از هر چیزی از قبل اطلاع دارد، این هم یکی از هرزگی های این جنایتکاران و خائنین به میهن بوده و هست.

اما واقعیت چیست؟ چند روز قبل تماسی داشتم از بی بی سی که بمناسبت چهلمین سالگرد جنگ ایران و عراق، از اینجانب که مدت نه سال اسیر جنگی درعراق بودم دعوت به مصاحبه کردند، جواب مثبت دادم و مصاحبه انجام شد، اما به طور نرمال در مصاحبه بحث مجاهدین نکبت هم مطرح شد، چرا که پس از پایان جنگ به این تشکیلات کثیف و فاسد و نوکر صدام پیوستم، مانند یک احمق، البته در آنموقع نمی دانستم که اینان تا این حد دریده و پفیوز تشریف دارند، چند روز دیگر این مصاحبه از بی بی سی پخش خواهد شد اما به دلیل کمبود وقت فرصت آن نشد تا آنطوری که باید این جانیان و وطنفروشان تاریخ ایران را افشا کنم،البته بماند تا در فرصت مناسبی در همین بی بی سی با درخواست اینجانب آن مواردی را که تا کنون از درون فرقه مجاهدین نگفته ام بپردازم تا دیگر جرآت نکنند منسابات خود را مناسبات پاک مریم خانم در میان مردم ایران تبلیغ کنند، مواردی که صدها فاکت در دست دیگر اعضای جدا شده در همین اروپا وجود دارد، اما در ناگفته ها یمان طبقه بندی شده.

بر اساس قانونی که بی بی سی آنرا اجرا می کند فرد مصاحبه کننده موظف است تا از طرف مقابل مصاحبه شونده هم دعوت کند در برنامه شرکت کرده و از خود دفاع کند، خبرنگار بی بی سی با فرقه مجاهدین تماس گرفته و به آنان گفته که با دو اسیر سابق جنگی مصاحبه کرده و از فرقه مجاهدین هم دعوت کرده تا در مصاحبه شرکت کنند،اما علی صفوی که عنوان سخنگوی فرقه پلید رجوی خائن را یدک می کشد این پیشنهاد بی بی سی را رد کرده و گفته با آیت الله بی بی سی مصاحبه نمی کنیم، لازم به یاداوری است که فرقه رجوی سالهاست که جرآت مصاحبه با هیچ خبرگزاری را ندارد و هیچ خبرنگاری را هم به درون زندان مانز در آلبانی موسوم به زندان اشرف 3 راه نمی دهد تا کسی از فضای درونی اشرف 3 یا همان زندان مانز که مانند آسایشگاه سالمندان  گشته خبردار نشوند و کسی هم از میان اعضای دربند پیام مخفی به خبرنگاران ندهد، اینان آگر آنجایشان گ.........ی نبود دعوت بی بی سی را حداقل برای دفاع از خود قبول می کردند.

حال قبل از اینکه مصاحبه از بی بی سی پخش شود فرقه رجوی پس از تماس خبرنگار  مزبور با خرمردرندی تمام مقداری کاغذ پاره را در سایت مزدور و حقوق بگیری که تا کنون معلوم نیست گرداننده آن چه ابلهی است ازقول اینجانب چاپ کرده تا مثلآ از نظر ذهن پوسیده و مالیخلیائی خودشان پیش دستی کرده باشند و به عنوان ضربه گیر عمل کنند، ذهی خیال باطل، شما در میان مردم ایران رسوا تر از آن هستید که کاغذ پاره های شما بتواند کسی را ضایع کند، مردم ایران این را خوب می دانند که حرف خائن و وطنفرش بردی ندارد.

فرقه رجوی هزاران تن کاغذ پاره از تمام اعضای خود در اختیار دارد که تمامآ در فضای رعب و وحشت و با زور و تهدید از آنان با نام کذائی تعهد گرفته شده، در فضای دربسته ای که فریاد هیچکس به بیرون درز نمی کرد، فرقه رجوی اکثر تعهدات و اعترافات رابا ضرب و شتم اعضا و با تهدید به اعدام و کشتن از اعضای خود میگرفت و هنوز هم در زندان مانز همین اعمال را انجام می دهد تا جایی که مادران را با تهدید بر علیه فرزندان به تلویزیون فاسد و کثیف خود می کشاند، فرقه رجوی هر کسی را که با تشکیلات لمپنی آنان راه نمی امد اول تهمت میزد و بعد در یک مکان در بسته با تهدید به مرگ اعتراف نامه می گرفت و بعد که کار تمام می شد میگفت حالا آدم میشی یا همین دست نوشته خودت را در میان جمع در یکان بخوانیم؟ ، این کارکرد تمامی فرقه ها در تمام طول تاریخ بوده و هست که البته فرقه مجاهدین تمامی کمبود های ضد انسانی فرقه ها را با شیادی بیشتر تکمیل نموده و دست تمامی آنان را در اجرای قوانین قرون وسطائی فرقه ای از پشت بسته.

البته اینجانب با این باور که مجاهدین انسان های درستکار و خوبی هستند از کمپ اسیران ایرانی درعراق به آنان پیوستم وبا دست خود هم نوشتم و امضاء کردم، نه من بلکه بسیاری دیگر از اسیران ایرانی که اکنون فرقه را رها کرده و در ایران یا خارج از ایران تشکیل خانواده داده اند و چشم کثیف رجوی را هم با تشکیل خانواده کور کرده اند، چون از نظر ذهن معیوب رجوی و بقول خودش * خانواده لانه فساد است *، حال خودش در کجا و چگونه به دنیا آمده کسی نمی داند، اما نمی دانستم و نمی دانستیم هندوانه ای را که فرقه رجوی به دستمان  داده بود درونش گندیده و وقتی بازش کردیم بوی تهفنش همه جا را برداشت، پس مجبور نبودیم آن هندوانه گندیده را استفاده کنیم بهترین را ه هم همین بود که دورش انداختیم تا مسموممان نکند، و حالا هم فریاد می زنیم از این دغلکاران هندوانه نخرید، اینان خود می دانند که چه گ....ی کاشته اند، بگذارید برسرو روی خوشان بمالند که الحق لایق خودشان است.

در یازده سپتامبر سال 2011 هنگامی که در امریکا عملیات تروریستی انجام شد، در زندان انفرادی مجاهدین در اردوگاه اشرف درعراق بودم، آن روز صدای موزیک های شاد مجاهدین که از بلندگوهایشان پخش می شد توجه ام را جلب کرده بود، با خودم می گفتم چه اتفاقی افتاده که مجاهدین موزیک شاد پخش می کنند، اما بعد از چند دقیقه مسئول زندان شیرینی به دست وارد شد و فریاد زنان میگفت  *امریکا تمام شد امریکا از درون منفجر شد*  بیا یبا دهانت را شیرین کن، لحضه ای مات و یخ زده ماندم و با ادامه توضیخات زندانبان متوجه شدم جشن و شادی برای مرگ انسانهایست که در یک عملیلت تروریستی ناجوانمرانه و ضد انسانی کشته شده اند، این ماهیت تروریست است مجاهدین در جریان مرگبار عملیات تروریستی یازده سپتامبر تنها گروهی که با نام متاسفانه ایرانی که به دروغ مدعی دمکراسی هستند، برای کشته شده بیش از 3800 انسان جشن و پایکوبی کردند در حالیکه در همان روز جوانان ایرانی در همبستگی با بازماندگان کشته شده ها یازده سپتامبر در خیابان های تهران شمع روشن می کردند.

یک روز قبل از خروج من از اردوگاه اشرف مهدی ابریشمچی شوهر سابق مریم خانم همراه احمد حنیف نژاد برادر محمد حنیف نژاد به دیدنم آمد، بحث های زیادی کردیم و من از او خواستم مرا به ایران بازنگردانند اما وادارم کرد تا بنویسم و امضاء کنم که میخواهم به ایران بازگردم، البته با پروئی بنا داشت تا تعهد دیگری هم منبی بر اینکه در هر کجا باشم از فرقه مجاهدین حمایت خواهم کرد را هم از من بگیرد اما با یک بیلاخ مواجه شد. ابریشمچی می گفت الان یازده سپتامبر شده نمی توانیم کسی را به خارج بفرستیم چون کنترل در فرودگاه ها شدید است ( آنطور که از صحبت های او بر می امد معنی اش این بود که قبل از یازده سپتامبر کار قاچاق انسان را براحتی با جعل پاسپورت و دیگر اسناد انجام می دادند اما بعد از جریان یازده سپتامر نمی توانستند) حالا تعجب نمی کنم اگر کاغذ پاره ای جعلی را با نام اینجانب یا کسان دیگر در سایت هایشان چاپ کنند، این ها پست تر از هر پست دیگری هستند توقعی ازشان نیست. 

در بخشی از اطلاعیه پوفیوزانه خود در سایت مزدور افشاگر آمده که اینجانب عضو کانون آزادیخواهان و پناهندگان هستم، باید تآکید کنم که اسم این کانون را همین امروز در همین سایت چلقوزی افشاگرشان دیدم، فرقه رجوی از همه جای همه کس آویزان می شود تا شاید با پشمش کلاه پشمی برای خود ببافد، سازمانی که خود را آلترناتیو یک رژیم می داند و عرو تیزش فلان جایش را پاره کرده عجب است که با یک مصاحبه به این روز افتاده که صدای آه و فقان و ترترش قبل از پخش مصاحبه بلند شده، با یک فیلم مستند به نام خودم کارگردانی را که اصلآ نمی داند کیست و از چه قشری است در صف اطلاعاتی ها قرار داده با اینحال که فیلم را هیچ کدامشان ندیده اند اما تنها از ساخته شدن این مستند بند تنبانشان پاره شده، کارگردان این مستند آماتور بود، اما می توانم همین الان این سوژه را به کارگردان های حرفه ای بدهم تا فیلم سینمایی بلند با هنرپیشگان معروف تهیه کنند.

فرقه روبه سقوط رجوی فراری در بخش دیگری از کاغذ پاره هایش تلاش کرده تا دست نوشته ای را که با تهدید و زور توسط فرد فاسد و لمپنی به نام قدرت حیدری و حسین ابریشمچی معدوم معروف به حسین کچل و حسین ابر بود و در ضمن برادر همین مهدی ابریشمچی از من گرفته شد، بخاطر فرار یک نفر که دستگیر شده بود و بعد از شکنجه شدن در زندان مجاهدین که گفته بودند چه کس یا کسانی در فرار کمک کردند برای رهایی از شکنجه شدن نام مرا برده بود با این خیال که به دلیل اقلیت بودن من فرقه با من کاری نخواهد کرد و با این ترفند از دست شکنجه گران خلاص شده بود البته پس از نوشتن اعتراف نامه ای که تمامآ دیکته همین بی ناموسهای شکنجه گر بود،اما این دو بی همه کس فاسد که مورد تنفر تمام اعضای فرقه بودند یعنی حسین کچل معدوم و قدرت حیدری لمپن یک روز از ساعت 9 صبح تا ساعت 6 صبح روز بعد مرا در اتاقی حبس کردند و21 ساعت تمام در یک اتق دربسته مرا تحت فشار قرار دادند تا نوشته آن فرد فراری را قبول کنم با این ترفند کثیف که اگر نپذیرم درمیان جمع ضایع ام خواهند کرد، حالا سئوال من از سران فاسد فرقه رجوی این است، اگر این کاغذ پاره شما واقعی است پس چرا مسعود رجوی دریوزه را بخاطر راه اندازی رقص رهایی که منجر به بردن صدها زن بی دفاع و حاضر شدن در اتاق خواب ایشان شد از آن مقام رهبری پایین نکشیدید؟ و یا چرا مریم خانم که ترتیب دهنده این رقص های رهائی جان عمه اش بوده زیر سئوال نمی برید؟ آهای سران خائن،ترسو، فاسد، و وطنفرش و مزدور شما از هر چیزی که بگویید و بنویسید ما اعضای جدا شده هزار بار بیشتر در دستمان فاکت داریم که بنویسیم و رسوایتان کنیم، بارها در اسایشگاه خود در مرکز 12 شاهد کثافتکاری فرماندهان یکان و افسران قسمت ها بوده ام تا جایی که مسعود فراری آن نوار ویدیو را فرستاد که ای برادران مجاهد این ا……ت……م……ا وا متوقف کنید چه خبرتان است، یادتان که هست همان نواری را که برای برادران پخش کردید؟ براستی چه در چنته دارید به غیر از مشتی دروغ و امضاهای اجباری که با ضرب و شتم از همه گرفتید؟

 راستی چرا اون امضاهایی که برای شولشویی در اروپا از تمام ما گرفتید را رو نمی کنید که وادارمان کردید بنویسیم من فلانی فرزند فلانی مبلغ 150 یا250000000 تومان البته درسی سال پیش به سازمان مجاهدین برای مبارزه با رژیم تقدیم می کنم را چاپ نمی کنید همان پول های که وجود خارجی نداشت اما با همان کاغدها در اروپا به پولشویی مشغول بودید، اگر کاغذ پاره های شما به عنوان سند است و واقعی پس اعترافات تلویزیونی رژیم هم درست است و سند و بایستی قبولش کنید، کثافت از سر و روی شما می بارد خود را در آیینه نگاه کنید چیزی از آدمیت در شماها باقی نمانده شاید بهتر باشد که مانند اجدادتان به جنگل ها باز گردید و روی درختان زندگی کنید تا شاید از نواده های اجداتان عاطفه بیاموزید،نواده های اجداتان در جنگل روی درخت به بچه هایشان عشق می ورزند و در آغوش می گیرند، اما شما به بچه های و جگرگوشه های خودتان هم رحم نکردید و به آنها خیانت کردید، مثل رهبر مفقودتان که البته لایق بدتر از این هم هست که فرزند شیرخوار خود را با مادرش در سال 1360 در خون و آتش رها کرد و به فرنگ گریخت و ازدواج کرد، این بی عاطفگی شما برگرفته از همان بی عاطفگی و بی شخصیتی رهبر از زیر بته به عمل آمده شماست که خانواده را لانه فساد می داند که به شماهم به ارث رسیده، بعد هم درعراق به محض سقوط پدر معنوییش صدام ضد ایرانی تمام افراد را در بیابان های عراق زیر بمباران امریکا گذاشت و جان زپرتی خود را برداشت و در رفت که رفت، شاید هم تاکنون ریق رحمت را سرکشیده، اما برای چنین فرد پلیدی البته که رحمتی وجود ندارد برای وارثینش هم همچنین، مطمعآ باشید.