09262020شنبه
Last updateشنبه, 26 سپتامبر 2020 10am

logo11

سال ۷۴ ، طلبکاری جدید رجوی برای مغزشویی بیشتر  اعضای در بند 

Ali hajar neuچطور شاه بنیانگذاران و مرکزیت سازمان را اعدام کرد ولی این فرد از اعدام به حبس ابد تغییر حکم گرفت گویند که دکتر کاظم رجوی با مراجعه به رئیس‌جمهور وقت اتریش و میانجی شدن وی شاه حکم اعدام را لغو کرد .آیا این با واقعیت روز منطبق بود یا اینکه موضوع دیگری در میان بود ؟

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------

علی هاجری، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 15.07.2020

سال ۷۴ ، طلبکاری جدید رجوی برای مغزشویی بیشتر  اعضای در بند 

در سال ۱۳۷۴ همه مشغول کارهای روتین بودند و مدتها بود که همه اعضا از نشست و غیره راحت بودند که بیک مرتبه خبر رسید که رجوی در بغداد نشستهای درونی را استارت زده است . در آن زمان فرقه را چهار قسمت کرده بودند مرکز 10 و 11 و 12 و ستادها . کسی نمیدانست که این رجوی از جان این نگونبخت ها چه میخواهد ،  روزی که به بغداد رفتیم رجوی در ساختمانی به نام ازهدی با همه ملاقات کرد و از شب بعد از آن ملاقات هرشب نشست برگزار میکرد ، از همان شب اول گفت میخواهم ارتش را منحل کنم من و دوستانم از خدا میخواستیم ولی این نیرنگی بیش نبود و همه ترفندهای او را میدانستند ، چون بود نبود این ارتش فرقی نمیکرد لذا رجوی برای بود و نبود خود می‌جنگید چون میخواست جا پای خود را هرچه بیشتر سفت بکند . رجوی در این یک ماه بدنبال چه بود فشار حداکثر به اعضا تا نتوانند نفس بکشند و همه را مجبور به اسم نویسی مجدد در ارتش کرد . اما نکته مهم و حائز  توجه این بود که بصورت هیستریک به زندانیان سیاسی تهاجم میکرد همه افراد حاضر در آن نشست مانده بودند که دشمنی این رجوی با زندانیان سیاسی چیست ، مگر همین افراد نبودند که تا پای جان برای او فدا کاری کرده بودند و بقول خودشان از خانه فراری بودند و جای برای استراحت نداشتند پس دشمنی رجوی با افراد چه بود و چرا مستمر فریاد میکشید که شماها چرا زنده ماندید و خمینی شما را اعدام نکرد ؟!!!! رجوی در نشستهای قبل و نقل قولی که فرمانده هان زندانی کرده بودند که هر کسی زنده مانده است به رژیم بای داده و ندامت کرده است و این رجوی را خشمگین کرده بود و مستمر به اینها می تاخت و در جاهایی خود را با عیسی ابن مریم قیاس میکرد و میگفت که حواریون بعد از دستگیری او را انکار کردند پس مشخص شد که آه و ناله رجوی از چیست این افراد در زندان ایشان را انکار کرده بودند که حداقل زنده بمانند و بخاطر هیچ و پوچ کشته نشوند . رجوی احساس میکرد که او را به دشمن فروخته اند و همین باعث شده بود که نسبت به این بیچاره ها کینه ورزی کند و آنها را در جمع خرد و له کند. وی میگفت خمینی همه شما ها را غربال کرد و خوبها را کشت و شماها را به سمت من پرتاب کرد و گفت این سهم تو .

وقاحت در دستگاه خودخواهی رجوی حد و حصر نداشت همه اعضای حاضر در نشست یا لمپن یا بریده در زندان های خمینی بودند فقط ایشان منزه ترین بودند. یک موضوع مهم این بود که رجوی هیچ وقت اذعان نمی کرد و آن این بود که خود او و دوستان قدیمی که همیشه سنگ انقلابیگری را به سینه میزدند چطور از زندان های شاه جان سالم بدر بردند این همیشه در هاله ایی از ابهام بود. چطور شاه بنیانگذاران و مرکزیت سازمان را اعدام کرد ولی این فرد از اعدام به حبس ابد تغییر حکم گرفت گویند که دکتر کاظم رجوی با مراجعه به رئیس‌جمهور وقت اتریش و میانجی شدن وی شاه حکم اعدام را لغو کرد .آیا این با واقعیت روز منطبق بود یا اینکه موضوع دیگری در میان بود ؟

رجوی همیشه میگفت بعد از سرنگونی شاه ما هر کاری کردیم که پرونده ها را از ساواک بیرون بکشیم دولت جدید ایران مانع ایجاد کرد و پرونده ما را نداد گویا میخواست سفید سازی کند و خرابکاری و خیانتی که کرده بود را پاک کند ولی بعد از چند دهه اسناد همکاری ایشان با ساواک  یک بیک رو میشود . اعضای فرقه که زندان کشیدند و ندامت کردند و بعد آزاد شدند حداقل صداقت داشتند که همه چیز خود را بر روی کاغذ بیاورند و در جمع بگویند که ما از مرگ ترسیدیم تو و سازمانت را انکار کردیم ولی آیا شما هم دل و جرات اینکار را دارید که در جمع بقول خودت مجاهدین لم یرطابو خود را طیب  و طاهر کنید یا هنوز دنبال این هستید که چرا اعضای نگونبخت زنده از زندان بیرون آمده اند .بله در سال ۱۳۷۴ رجوی افسارگسیخته بدنبال انتقام گیری از بازماندگان زندانهای ایران بود البته رجوی در عراق هم از کشتن اعضای خود انرژی میگرفت و حاضر بود صدها نفر کشته شوند که او به مقصود خود برسد ولی خوشبختانه همیشه این رجوی بود که بازنده اصلی بوده و هست.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ